جا مانده از قافله شهداء...

جا مانده از قافله شهداء...

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
سید شهیدان اهل قلم؛ شهید آوینی

پیام های کوتاه

 

 

بسمه تعالی شأنه

 

امیرالمؤمنین علی علیه السلام: 

بِئْسَ الْغَرِیمُ النَّوْمُ یُفْنِی قَصِیرَ الْعُمُرِ وَ یُفَوِّتُ کَثِیرَ الْأَجْرِ.

 

ترجمه روایت

از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است: خواب، بد طلبکارى است، عمر کوتاه را نابود می‌کند و پاداش بسیار را از بین مى‌برد (باعث از دست رفتن اجر و ثواب بسیاری می شود).

 

تجزیه و ترکیب

بِئْسَ = از افعال ذَمّ

الْغَرِیمُ = فاعل و مرفوع

النَّوْمُ = مخصوص به ذم

در مورد اعراب مخصوص اختلاف وجود دارد و دو ترکیب برای آن مطرح است؛

اول:

«النوم»، مبتدای مؤخر [و مرفوع] و جمله «بئس الغریم»، خبر مقدم باشد [و محلا مرفوع]. در این صورت، در مجموع یک جمله اسمیه داریم. (النومُ بئس الغریمُ) رابط بین مبتدا و خبر، شمولیت «غریم» نسبت به «نوم» است.

دوم:

«النوم»، خبر است [و مرفوع] برای مبتدای محذوف (از موارد وجوب حذف مبتدا) – در جمله ما «هو» [محلا مرفوع] - این مبتدای محذوف رابط از جمله خبریه به مبتدا است. در این صورت یک جمله فعلیه داریم و یک جمله اسمیه.

سوم:

«النوم»، خبر است [و مرفوع] برای مبتدای محذوف (المذموم یا الممدوح) – در جمله ما «المذموم» [و مرفوع] - این مبتدای محذوف رابط از جمله خبریه به مبتدا است. در این صورت یک جمله فعلیه داریم و یک جمله اسمیه.

چهارم:

«النوم»، بدل از «الغریم» است (بدل کل از کل) و در اعراب تابع مبدل منه است (مرفوع).

برای هر کدام از این ترکیب های ذکر شده در بالا، نقاط قوت و ضعف مطرح شده است.

یُفْنِی = فعل مضارع للغائب و مرفوع. + فاعلش ضمیر «هو» و محلا مرفوع، مرجع ضمیر: «النوم».

قَصِیرَ = مفعول به و منصوب.

الْعُمُرِ = مضاف الیه و مجرور.

وَ = حرف عطف.

یُفَوِّتُ = فعل مضارع للغائب و مرفوع. + فاعلش ضمیر «هو» و محلا مرفوع، مرجع ضمیر: «النوم».

کَثِیرَ = مفعول به و منصوب.

الْأَجْرِ = مضاف الیه و مجرور.

دریافت عکس

📚  غرر الحکم و درر الکلم، ص 310، ح 33.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۰۰ ، ۱۹:۳۷

 

بسمه تعالی شأنه

امیرالمؤمنین علی علیه السلام: 

لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ‏ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِض‏. 

 

ترجمه روایت 

اگر کارهای مستحبی (نافله ها) باعث ضربه زدن به کارهای واجب می شود، آن مستحبات، باعث نزدیک شدن [به خداوند متعال] نمی شود.

 

تجزیه و ترکیب

لا = لای نفی جنس. 

قربة = اسم «لا» نفی جنس، مبنی بر فتح، محلا منصوب.  

بالنوافل =  جار و مجرور متعلق به عام محذوف [مثلا «کان» یا «کائن» یا چیزی که معنایی شبیه این ها دارد و دلالت بر ثبوت و وجود می کند مثل «مستقر»] خبر «لا» نفی جنس و مرفوع.

إذا = ادات شرط اسمی، غیر جازم. مفعول فیه (ظرف) متعلق به «أضرّت» و محلا منصوب.  اضافه شده به جمله «أضرّت بالفرائض».

أضرّت = ماضی + فاعلش ضمیر «هی» و محلا مرفوع، مرجع ضمیر: «النوافل». 

بالفرائض = جار و مجرور متعلق به «أضرّت».

جمله «أضرّت بالفرائض» = مضاف الیها و محلا مجرور.

 

📚 نهج البلاغة (للصبحی صالح) ؛ ص475 ؛ ح 39

 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۹ ، ۲۳:۳۴

بسمه تعالی شأنه 

 

امام سجاد علیه السلام:

وَ عَمِّرْنِى مَا کَانَ عُمُرِى بِذْلَةً فِى طَاعَتِکَ، فَإِذَا کَانَ عُمُرِى مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِى إِلَیْکَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْکِمَ غَضَبُکَ عَلَیَّ.

 

ترجمه روایت 

[خداوندا] تا زمانی که عمر من در راه طاعت و بندگی تو مصرف می شود، به من عمر عنایت فرما! بنابراین زمانی که ایام عمر و زندگانی من، مَرتَع و چراگاه شیطان شد، جانم بستان و مرا نزد خودت ببر، پیش از آن که بغض و دشمنی تو به من برسد و نزد تو منفور بشوم و یا اینکه خشم و غضب تو بر من، حتمی و یقینی بشود. 

 

تجزیه و ترکیب

عَمِّرْنِى = فعل امر + فاعلش [أنت مقدر] + نون وقایه +مفعول به و محلا منصوب 

مَا = حرف مصدریه زمانیه - به همراه صله اش، جانشین ظرف زمان محذوف است و محلا منصوب 

کَانَ = فعل ناقصه 

عُمُرِى = اسم «کان» و تقدیرا مرفوع + مضاف إلیه و محلا مجرور 

بِذْلَةً = خبر «کان» و منصوب 

فِى = حرف جار

طَاعَتِکَ = مجرور به حرف جار + مضاف إلیه و محلا مجرور 

جمله بعد از تأویل به مصدر 

👈  «عَمِّرْنِى مُدَّةَ کَونِ عُمُرِى بِذْلَةً فِى طَاعَتِکَ» 

فَإِذَا = حرف عطف + ادات شرط زمانی (مانند «حیثما» و «أیّانَ»)، ظرف زمان و محلا منصوب [عاملش شرطش است (اختلافی)] 

کَانَ = فعل ناقصه 

عُمُرِى = اسم «کان» و مرفوع + مضاف إلیه و محلا مجرور 

مَرْتَعاً = خبر «کان» و منصوب 

لِلشَّیْطَانِ = جار و مجرور، متعلق به «مَرْتَعاً» 

جمله «کَانَ عُمُرِى مَرْتَعا لِلشَّیْطَانِ» جمله شرط است و مضاف إلیها، محلا مجرور 

فَاقْبِضْنِى = فاء جواب شرط + فعل امر + فاعلش [أنت مقدر] + نون وقایه +مفعول به و محلا منصوب

إِلَیْکَ = جار و مجرور، متعلق به «اقْبِضْنِى» 

قَبْلَ = مفعول فیه و منصوب 

أَنْ = حرف ناصبه مصدریه 

یَسْبِقَ = فعل مضارع منصوب به سبب «أن» ناصبه 

مَقْتُکَ = فاعل «یَسْبِقَ» و مرفوع + مضاف إلیه و محلا مجرور 

إِلَیَّ = جار و مجرور، متعلق به «یَسْبِقَ» 

أَوْ = حرف عطف 

یَسْتَحْکِمَ = عطف به «یَسْبِقَ» 

غَضَبُکَ = فاعل «یَسْتَحْکِمَ» و مرفوع + مضاف إلیه و محلا مجرور 

عَلَیَّ = جار و مجرور، متعلق به «یَسْتَحْکِمَ»

جمله «اقْبِضْنِى إِلَیْکَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْکِمَ غَضَبُکَ عَلَیَّ» جمله جواب شرط است ولی مجزوم نیست زیرا «إذا» ادات غیر جازم است. 

 

📚 صحیفه سجادیه - بخشی از دعای بیستم؛ معروف به دعای مکارم الاخلاق. 

شرح این قسمت از کلام نورانی امام سجاد علیه السلام توسط آیت الله مصباح یزدی حفظه الله تعالی

 

بسمه تعالی شأنه 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لاتَبْرُدُ اَبَداً» 


ترجمه روایت 
پیامبر اکرم - درحالیکه ابی عبدالله علیه السلام را روی پای خود نشانده بودند - فرمودند: شهادت حسین علیه السلام آتشی در دل های مؤمنین به پا کرده است که تا ابد سرد شدنی نیست... 



تجزیه و ترکیب 
إِنَّ = حرف مشبهة بالفعل. 
لِقَتْلِ = جار و مجرور، متعلق به عام محذوف، خبر و محلا مرفوع. 
الْحُسَیْنِ = مضاف إلیه و مجرور. 
حَرَارَةً = اسم «إِنَّ» و منصوب. 
فِی = حرف جارة. 
قُلُوبِ = مجرور به حرف جارة. 
الْمُؤْمِنِینَ = مضاف إلیه و مجرور. 
لاتَبْرُدُ = حرف نفی + فعل مضارع للغائبة و مرفوع. 
اَبَداً = مفعول فیه و منصوب، متعلق به «لاتبرد». 

📚 مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸، ح ۱۲۰۸۴. 

۰ نظر ۰۳ مهر ۹۷ ، ۲۰:۵۵

بسمه تعالی شأنه


اَمیرُالمُؤمِنِینَ علیه السَّلامُ: 

کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً.


ترجمه روایت 

دشمن و خصم ظالم باشید و یار و کمک مظلوم باشید. 



تجزیه و ترکیب روایت 

کونا = فعل امر، للمخاطبَین و مجزوم به حذف نون مخاطب + فاعلش (ضمیر مرفوعی متصل) محلا مرفوع.  

لِلظَّالِمِ = جار و مجرور متعلق به «خَصْماً». 

خَصْماً = خبر فعل ناقصه «کونا» و منصوب. 

وَ = حرف عطف. 

لِلْمَظْلُومِ = جار و مجرور متعلق به «عَوْناً» 

عَوْناً = خبر فعل ناقصه «کونا» و منصوب. 



📚 نهج‌البلاغه، نامه ۴٧، بخشی از وصیت حضرت به امام‌ حسن و امام حسین علیهما السلام. 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۵